هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
30
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
افسوس كه ما نمىتوانيم بمانيم ، چون به يحيى خان خبر نداده و جهت ديگر هم ممكن بود با اين جمعيت نصفشب به ترن راهمان ندهند . بچههاى كوچك مادام مرل هم همراه بودند ، مشكل بود و خيلى هم مشكل بود . لابد « 1 » با افسوس بعد از خوردن چاى كه ساعت هفت بود ، به راه افتاديم . به گار رسيده ، ترن گرفته ، روانهء پاريس شديم . همينكه وارد خانه شديم ، ساعت 5 / 8 بود . مادام مرل و فاميلش را گفتم بيايند منزل تا شام بخورند . چون خيلى دير بود تا به خانهء خودشان برسند ، به آشپز گفتم دست و پايى بكند ، سوپ فراوانى درست كرده ، با تخممرغ نيمرو و قدرى گوشت بود ، آوردند ، شام خوردند . خيلى بامزه و خنده . ساعتى هم بعد از شام بودند و رفتند . دوشنبه ، 8 ژوييه [ 1912 م . ] و 22 رجب [ 1329 ه . ق . ] خبر تازه نبود . سهشنبه ، 9 [ ژوييه 1912 م . ] و 23 [ رجب 1329 ه . ق . ] چهارشنبه ، 10 [ ژوييه 1912 م . ] و 24 [ رجب 1329 ه . ق . ] اينروزها خبر قابل نوشتنى نبود . پنجشنبه ، 11 [ ژوييه ] 1912 م . و 25 [ رجب 1329 ه . ق . ] امروز بعد از ظهر مادام مرل آمده ، رفتيم به جايى كه چيزهاى عجيب الخلقه هستند . چون عيد چهاردهم ژوييه « 2 » نزديك است ، از اطراف هرچه چيز تماشايى باشد ، به پاريس مىآورند . در سر راهها و توى خيابانها بعضى چيزها درست مىكنند ، كه مردم توى او مىنشينند [ و ] چرخ مىخورد ، جاى ديگر تاب مىخورند . انواع [ و ] اقسام چيزها براى مشغوليات مردم درست كردهاند . هريك ، به يكجور و شكل . ما رفتيم جايى كه اين چيزها بودند . دو نفر زن و مرد « 3 » كه هر كى در پهنى به قدر سه نفر بودند ، و يك مرد بلند كه سه چارك « 4 » از مردم بلندتر بود . خيلى خوشتركيب و خوب و جوان .
--> ( 1 ) . لابد ( La - bod ) ، ناچار ، به ناچار . ( 2 ) . فرانسوىها به آن Quatorze Juillet مىگويند . ( 3 ) . در اصل : مرد بود ( 4 ) . چارك ( Charak ) كه همان چهار يك است . يك چهارم هرچيز . واحدى است قديمى و تقريبا منسوخ شده در وزن كه معادل 10 سير است . طبق قانون مصوب 1304 ه . ش . يك چارك 750 گرم است . چارك به معانى جاسوس ، چاووش و قافله هم مىباشد .